آقای مهندس

  • تاریخ : ۲۳ام بهمن ۱۳۹۷


ناصر قناعتی: در ادامه فیلمهای خیلی دور خیلی نزدیک و دختر سعی میکند از نگاه انسانی به یک اتفاق مهم زندگی بپردازد. مردی بعد از چند سال ترک زندگی در هنگام مرگ زنش به خانه برمیگردد و در این شرایط دو فرزند کوچکش را پیدا میکند. او که دوباره ازدواج کرده است، هر چقدر سعی میکند فرزندانش را با خود همراه نکند اما اقوامش به زور بچه ها را با او میفرستند و این شروعی میشود برای یک سفر جاده ای و پر دست انداز که باعث تغییر دیدگاه مرد میشود.


یکی از خوبی های فیلم قصر شیرین، انتخاب لوکیشنی خارج از تهران است و میرکریمی به سمت منطقه ای خوش آب و هوا در کهکیلویه و بویراحمد میرود تا از فضای جغرافیای آنجا به نفع قصه اش استفاده کند. فیلم قصر شیرین از طریق همسفر بودن بچه ها با پدرشان باعث شکل گیری یک قصه دلنشین و ماجراجویانه میشود و باعث میشود که در نهایت پدر از کاری که کرده پشیمان بشود و بچه ها را پیش خود نگه دارد. فیلم به خوبی قصه اش را رعایت میکند و کارگردان از انجام کارهای بیهوده در اجرا جلوگیری میکند تا مخاطب بتواند خیلی مستقیم با موضوع و داستان همراهی کند. یکی دیگر از نکات جالب فیلم قصر شیرین، بازی دو کودک است که یکی از آنها توانست با وجود سن کم در کنار بزرگانی مثل علی نصیریان، کاندیدای بهترین بازیگر جشنواره فجر بشود.



فیلمهایی مثل قصرشیرین سعی میکنند از طریق قصه ای آرام و بدون فراز و فرود، توجه بیننده را به یکسری نکات ریز جلب کنند و تماشاچی این فیلمها باید حوصله بیشتری کند تا به نتایج اخلاقی که فیلمساز میخواهد برسد. در این فیلم قصه خیلی دیر شروع میشود و چون یکسری از جزئیات برای نویسندگان و میرکریمی مهم بوده برای همین تا بیست دقیقه اول اصلا مشخص نمیشود که شخصیت اصلی فیلم که حامد بهداد بازی کرده از کجا آمده و اصلا چه نسبتی با مردم آن اهالی دارد. در قصر شیرین یکسری نکات ریز مثل لاک پشتی که بچه ها دارند یا اسم شرکت که به ماشین مادر داده اند و مواردی از این دست وجود دارد که مستقیم گفته نمیشود اما میخواهد مخاطب را به یکسری موارد اخلاقی این خانواده از هم پاشیده نزدیک کند. تصویری که از حامد بهداد در این فیلم ساخته میشود، یک همسر و پدر عصبانی و حتی غیرانسانی است. مردی که از ترس دستگیری و به دلیل اینکه یک نفر را به شکل غیرعمد کشته بود، زن و زندگی اش را رها کرده و دنبال زندگی دیگر رفت و هیچ تعصبی هم  نسبت به فرزندانش نداشت. او انقدر شخصیت بدی نشان داد که پیش پول فروش یکی از اعضای بدن زن درگذشته اش را هم دریافت کرده بود. این چنین شخصی نیاز به یک جاده و یک سفر و یکسری اتفاقات کوچک و بزرگ داشت تا به خودش بیاید و کم کم در طول سفر بتواند پی به اشتباهات خود برده و متحول شود.


 میرکریمی با صبر و حوصله این نگاه جدید شخصیت اصلی فیلمش را به تماشاگر نشان میدهد و سعی میکند به جای بزرگ نمایی در سکانس نهایی با یک پایان باز همه چیز را به قضاوت تماشاچی بسپارد. آخرین سکانس فیلم وقتی است که ماشین پدر به یک روباه در جاده برخورد میکند و فرزندان از او میخواهند که از ماشین پیاده شود و به حیوان زخمی کمک کند. شخصیت اصلی فیلم درست در موقعیتی قرار می گیرد که چند سال پیش در آن گرفتار شده بود اما جرات مقابله با آن را نداشت و فرار کرده بود. اما این بار شخصیت اصلی فیلم از ماشین پیاده میشود و میرکریمی هم در همین لحظه کات میدهد تا تماشاچی در بیرون سالن به سرنوشت این مرد فکر کند.


یکی دیگر از مواردی که در فیلم قصرشیرین قابل گفتن است، تصویری است که از همسر مرد و مادر فرزندان وجود دارد و با اینکه هیچ وقت هیچ عکسی از او در فیلم  نشان داده نمیشود اما تماشاچی همواره با او احساس همدلی میکند. زنی که به تنهایی بار اداره زندگی را تحمل کرده بود و همیشه به یاد همسر فراری اش بود و به بچه ها گفته بود که پدرشان برمی گردد و آنها را به قصر خود می برد. فیلم قصر شیرین در اصل ادای دین به زن شریف ایرانی است و میرکریمی این بار از دختر به زن رسیده است.