آقای مهندس

  • تاریخ : ۲۰ام تیر ۱۳۹۷


آقای مهندس: به تازگی علی سرتیپی که شناخته شده ترین فعال حوزه پخش سینمایی است به «عدم استقبال از اکران فیلم خارجی» اعتراف کرد. شکستی حقیرانه در اولین گام که خیلی زود ادعای حامیان اکران فیلم های خارجی را با واقعیتی وارونه مواجه ساخت. شکستی که ماه ها پیشتر و در زمان پُرکاری «آقای مهندس» بارها پیش بینی شده بود و این رسانه پیشگام آگاهی رسانی و مقابله با نگاه خوش باوران فضای مجازی و نیز طرفداران منفعت طلب اکران فیلم های خارجی شد. رویه ای که بعدها توسط رسانه های منتقد دیگر نیز پیگیری شد و در نهایت واقعیت همه چیز را به اثبات رساند.


به گزارش آقای مهندس، فروش ناچیز و مضحکانه فیلم «تمام پول های جهان» در سینماهای درجه یک و عدم استقبال مخاطبان ایرانی از فیلم ریدلی اسکات به خوبی نشان می دهد که تنها با نفوذ برخی از عوامل و نهادها و تهیه کننده ها به سازمان سینمایی و راه یابی طرح اکران فیلم های خارجی به نظام‌ نامه اکران نمی توان اتفاقی ناممکن را ممکن ساخت. چرا که وقتی فیلم های دستمالی شده خارجی با انواع سانسورهای نظارتی پای به چرخه اکران می گذارند، دیگر بعید است که عقل سلیمی خود را مجاب به تماشای این گونه آثار کند. بدیهی است اگر شرایط اکران به شکل مساعدی در کشور امکان پذیر بود و امکان رقابتی پایاپای با آثار درجه یک خارجی در فرصتی برابر با اکران های جهانی فیلم ها مهیا بود، این سبد می توانست حامل اتفاقات مطلوبی برای رشد مخاطب و سینماگران ایرانی باشد، اما در شرایطی که آثار خارجی به نمایش درآمده در جشنواره جهانی فیلم فجر از کمترین اقبال اهالی رسانه برخوردار می شوند و سهم فروش اولین فیلم به نمایش درآمده در طرح جدید اکران تقریبا هیچ است، باید فاتحه اکران فیلم های خارجی در ایران را برای همیشه خواند.


وقتی فیلم های ایرانی نیز پیش از اکران قلع و قمع می شوند و تجربه تماشای فیلمی همچون «عصبانی نیستم» و مقایسه اش با نسخه پیشین، مخاطب را با ۲ فیلمنامه کاملا متمایز و پایانی مبهم مواجه می سازد، دیگر نباید انتظار اکرانی مطلوب و بدون ممیزی از فیلم های خارجی در ایران را داشت. آن هم فیلم هایی که بدون کوچکترین بررسی کارشناسانه و سنجش با ذائقه امروز مخاطب ایرانی تنها به صرف خارجی بودن راه به سینماها می یابند.


به طور حتم سینمادارانی همچون مدیر سینما آزادی که پیش از اجرای طرح فضا را گلستان توصیف کرده بود، وقتی موقعیت فروش فیلم های خارجی را در چرتکه مورد بررسی قرار دهد، خیلی زود از گفته خود پشیمان خواهد شد و به دنبال منافع مالی اش می رود که جایی دورتر از اکران فیلم های خارجی است. چرا که سینماها نیازمند فضایی مناسب برای تولید و عرضه فیلم هایی مطلوب است تا عاملی برای جذب مخاطبانی باشد که به زحمت وارد سینمایی می شوند که هیچ جذابیتی برایشان ندارد و اکران باشکوه فوتبال در سینماها نشان داد که چقدر دست های سینما برای درآغوش گرفتن مخاطبان کوتاه است.


حالا باید دید که با توجه به شکست سنگین «اکران فیلم های خارجی» در اولین مسابقه باز هم اندک طرفداران طرح فوق در رسانه های تحت پوشش خود از روزهای خوش اکران با فیلم های خارجی دم می زنند. مسلم است که طبق قانون وظیفه ای به عهده «موسسه رسانه های تصویری» گذاشته شده و این مجموعه مانند همه نهادهای پُرشمار ایران که کارمندهایی دست بسته برای اجرای فرامین هستند، چاره ای برای خروج از بن بست موجود ندارد و مانند همه مجموعه هایی که به نحوی به مقام بالادست گزارش ارائه می دهند، باید به شکلی اتفاق رخ داده را سرپوش بگذارد.


با این حال باید دید عالی ترین مقام سینمایی کشور چه تصمیمی را صورت خوهد داد و آیا محمد مهدی حیدریان که پیشتر اعلام کرده بود، بعد از اکران اولین فیلم خارجی و سنجیدن جوانب طرح، برای اتفاقات بعدی تصمیم گیری خواهد کرد، باز هم رای به ادامه یافتن طرحی می دهد که مشخص است هیچ بازده و مخاطبی برای سینمای ایران نخواهد داشت.