آقای مهندس

  • تاریخ : ۷ام مرداد ۱۳۹۷


آقای مهندس: مسعود کیمیایی در روز ۷ مرداد ۱۳۲۰ در خیابان چراغ‌برق متولد شد. کیمیایی که به‌خاطر شوق و علاقه به سینما ترجیح داد به جای تحصیل در دانشگاه کار خود را به صورت عملی در نزد بزرگان سینما آغاز کند؛ در نخستین گام سینما را با دستیاری مرحوم ساموئل خاچیکیان در فیلم خداحافظ تهران آغاز کرد.


از مسعود کیمیایی همواره بعنوان چهره ماندگار و جریانساز سینمای ایران نام برده می‌شود. نگاه عمیق و پردغدغه و عظم راسخ و خستگی ناپذیرش، او را به فیلمسازی تبدیل کرده که همواره با نگاهی مستقل زیر برگه‌های تاریخ این سینما امضا انداخته است. لحن مردمی و روایت متعهد مسعود کیمیایی نسبت به مردم جامعه و هویت ایرانی، از دیرباز تاکنون به سینمای او جایگاهی یگانه بخشیده است. او عدالت طلبی را بارها و بارها با لحنی معترض و آرمانگرا همگام با مردم فریاد زده و همچنان در تقابل خیر و شر در جستجوی سینمایی‌ست که در آن بتوان پای رفاقت و پاکی ایستاد و با خیانت و پلشتی همراه نشد. مسعود کیمیایی علاوه بر حضور پرشور در عرصه فیلمسازی طی پنج دهه و پربار کردن گنجینه سینمای ایران، توان خود را در کشف و پرورش هنرمندان سینمای ایران به اثبات رسانده است. کیمیایی در سالهای پیش از انقلاب از جمله اولین فیلمسازانی‌ست که آثارش توجه همزمان مردم و منتقدان را به همراه داشت و از معدود هنرمندانی‌ست که با همه افت و خیزهای یک راه دشوار، این مسیر را تا امروز ادامه داده است. توان و هنر کیمیایی حتی اگر در مقاطعی از دید داوران پنهان ماند اما گذشت زمان خود بهترین قاضی بود برای ثبت ماندگاری این آثار.



 


مسعود کیمیایی در‌سال ۱۳۴۷ نخستین فیلمش بیگانه بیا را کارگردانی کرد و با همین فیلم مخاطبان خاص خود را پیدا کرد. اما سال ١٣٤٨ را شاید بتوان‌ سال تولد هنری کیمیایی نامید. سالی که او با قیصر موفقیتی حیرت‌انگیز به دست آورد. قیصر، هم فروشی عالی داشت و هم محبوبیت زیادی میان منتقدان به دست آورد و در جشنواره سپاس جایزه هایی را دریافت کرد. قیصر فیلمی جریان ساز به شمار می رود به این معنی که موجی نو در سینما آفرید و بعضی پس از این فیلم به سینما روی آوردند و کارگردان شدند. قیصر به صنعت سینمای ایران جانی تازه بخشید و اهالی سینما را به کار خود دلگرم کرد. همچنین بازی تحسین برانگیز بهروز وثوق که هنز هم پس از اینهمه سال تماشایی‌ست منبع الهامی شد برای بازیگران پس از خود.


کیمیایی بعد از قیصر، رضا موتوری را ساخت. بعد از آن در ‌سال۱۳۵۰ داش آکل را کارگردانی کرد و سپس تا ‌سال۱۳۵۴ خاک و بلوچ و گوزن‌ها را خلق کرد؛ که این دوره چند ساله را می‌توان موفق‌ترین دوره کاری مسعود کیمیایی نامید. پسر شرقی، اسب، غزل و سفر سنگ که از ‌سال ٥٤ تا ٥٦ ساخته شدند، دوران تازه‌ای را در کارنامه کیمیایی نوید می‌دادند. دورانی که به انقلاب برخورد و ناتمام ماند.



کیمیایی بعد از انقلاب با جنجال و توقیف همزاد بوده. او این دوره را با توقیف خط قرمز آغاز کرد و بعد  سانسور بی‌رحمانه تیغ و ابریشم پیش آمد؛ که این قضیه نیز تا همین اواخر در مورد تمام فیلم‌های کیمیایی تکرار شده است.


بعد از پنج‌سال دوری از سینما، کیمیایی در ‌سال٦٧ سرب را ساخت. یکی از بهترین‌های کارنامه فیلمساز که البته قدر ندید. دندان مار، گروهبان و رد پای گرگ از ‌سال ٦٨ تا ٧٠ دوران موفق دیگری در کارنامه استاد بودند. کیمیایی بعد از رد پای گرگ سه‌سال کار نکرد. تا‌ سال٧٣ که با تجارت و‌ سال بعدش با ضیافت به سینما بازگشت. ضیافت برای نخستین بار در کارنامه کیمیایی پای یک مامور امنیتی را به‌عنوان قهرمان به فیلم‌های استاد باز کرد.



کیمیایی سال ۷۶ فیلم سلطان را ساخت که با توجه به داشتن تمام مولفه‌های سینمای او مورد توجه طرفدارانش قرار گرفت. استاد بعدتر با یافتن قهرمان جدید داستان‌هایش یعنی محمدرضا فروتن،  فریاد و مرسدس و اعتراض را ساخت. اعتراض و انتقادات تندوتیز سیاسی‌اش در اوج دوران اصلاحات که ٦‌سال پیش از رئیس‌جمهوری اصلاحات بن‌بست آن دولت را پیش‌بینی کرده بود، جنجال دیگری بود که مسعود کیمیایی در متن آن قرار داشت.


سال ٨٠. روزهایی که کیمیایی تازه از آمریکا بازگشته بود، رمان جسدهای شیشه‌ای را منتشر کرد. رمانی که یکی از بهترین آثار ادبی دهه اخیر به شمار می‌آید.



کیمیایی در سال ۸۲ با سربازهای جمعه، حکم و رئیس به سینمای ایران بازگشت. سه فیلمی که در آن آشکارا لحن و زبانش تغییر کرده بود اما هنوز به آرمان‌های خود وفادار بود. همچنین نخستین مجموعه شعرش را به نام زخم عقل را روانه بازارکرد و دو‌سال بعد رمان حسد بر زندگی عین‌القضات را نوشت.


محاکمه در خیابان که در‌ سال ١٣٨٧ ساخته شد، به دلیل همکاری کیمیایی با فرهادی کنجکاوی زیادی ایجاد کرده بود. فیلمی که توقعات را برآورده نکرد اما نوید دهنده بازگشت استاد به دوران اوجش بود. اواخر دهه ٨٠ و اوایل ٩٠ برای دوستداران کیمیایی به معنای سال‌های جرم و متروپل است. آثاری ساده و البته بی‌کمترین جنجال؛ که بی‌سروصدا آمدند و بی‌سروصدا رفتند.


اما قاتل اهلی. یکی از جنجالی‌ترین فیلم‌های بعد از انقلاب کیمیایی است. که برخلاف آثار موفق کیمیایی، حواشی‌اش بیشتر از متن بود. فیلمی که درگیری تهیه کننده با کیمیایی باعث شد نه استاد و نه سایرعوامل فیلم از نتیجه رضایت کافی نداشته باشند. بزرگترین دستاورد قاتل اهلی کشفی دیگر از کیمیایی بود، او با انتخاب امیر جدیدی که ظاهر و بازی‌اش کاملا از جنس قهرمان‌های فیلم‌هایش بود، خاطرات خوش گذشته را برای طرفدارانش زنده کرد.