آقای مهندس

  • تاریخ : ۱۸ام آذر ۱۳۹۷


آقای مهندس: زنانی از مناطق مختلف این کشور که یادآور دیروز و امروز اتفاقات هستند و هرکدام گمشده ای دارند. نمایش «روزمرگی» به نویسندگی و کارگردانی لیلی عاج کارگردان شناخته شده تئاتر اجراهای خود را در «خانه نمایش مهرگان» دنبال میکند و به همین دلیل گفتگویی با این هنرمند انجام شد. لیلی عاج درباره دلیلش برای انتخاب سوژه روزمرگی و پرداختنش به زندگی چهار زن به آقای مهندس گفت: خودم بچه کارگر هستم و به جای یک ژن خوب یک کارگر زاده به حساب می آیم در نتیجه این گروه را با جزئیات و همه خوشی ها و غم هایشان می شناسم. آدم وقتی در طی سالهای مختلف یک زندگی را انجام داده و میشناسد و قرار است یک نمایشنامه بنویسد در نتیجه شخصیت هایش را میشناسد و فکر میکند که به آنها نزدیک است.


وی افزود: بیشترین اتفاقی که باعث شد این نمایشنامه را بنویسم، زلزله سرپل ذهاب بود و با توجه به اینکه خودم گیلانغربی هستم و پدر و مادرمان اهل آنجا هستند خیلی دوست داشتم که کاری برای آن منطقه بنویسم و با مدل و زاویه دیدی که خودم دوست دارم برای آن منطقه کاری انجام بدهم اما تا به حال فرصت این کار پیش نیامده بود و نمایش روزمرگی فرصت مناسبی برای طرح این مساله بود.


این کارگردان فعال حوزه تئاتر از تمایلش برای اجرای کارهای دفاع مقدسی گفت و در این باره به آقای مهندس گفت: من نمایشنامه ای با نام «مسیح کردستان» درباره شهید بروجردی نوشتم که با توجه به علاقه ای که دارم و زاویه دیدی که نسبت به این مساله دارم خیلی علاقمند هستم تا آن را اجرا کنم. این نمایشنامه نگاهی هم به اتفاقات امروز دارد چون همیشه فکر میکنم الان اگر شهید بروجردی زنده بود با توجه به اینکه کردها را خیلی دوست داشت چه کار میکرد؟ این شهید به مردمان آن منطقه و امنیتش خیلی کمک کرد و به مسیح کردستان معروف است و کردها انقدر این شهید را دوست داشتند که به او این لقب را دادند. اسم این کار را کوه آربابا گذاشتم که کوهی در شهرستان بانه است.



لیلی عاج ادامه داد: این نمایشنامه را با یک و سال و نیم تحقیق نوشتم و قرار بود که بنیاد روایت فتح تهیه کننده باشد. امیدوارم این اتفاق بیفتد چون کار مشکلی است و به نظرم با توجه به تم و شخصیت پردازی که کردم کار خوبی بشود. من همیشه میخواستم که کار دفاع مقدسی انجام بدهم اما همیشه کمتر موقعیتش پیش می آمد. در نمایش «روزمرگی» که در تماشاخانه مهرگان روی صحنه است، چهار زن ر براساس چهار فصل سال انتخاب کردم تا براساس گردش دایره وار بتوانند حرفهای خود را بزنند. نمایش من را هم روزمرگی و هم روزمره گی میخوانند که هر کدام معناهای خود را میدهد. با توجه به اینکه اصالتم از غرب کشور است و مردمان آنجا را میشناسم این شخصیت ها را انتخاب کردم.


کارگردان نمایش «روزمرگی» افزود: میدانیم که جنگ بخش مهمی از زندگی مردمان غرب و جنوب و البته همه کشور است. این چهار زن ما را به دیروز می برند و اینکه در دوران دفاع مقدس چه اتفاقاتی افتاد. جنگ تحمیلی مساله مهمی در زندگی ما بود و نمیتوانیم به راحتی آن را فراموش کنیم. من امیدوارم که شرایط فراهم شود و با کمک بنیاد روایت فتح هر چه زودتر نمایش مسیح کردستان درباره شهید بروجردی را کار کنم تا بخش دیگری از دِینم را نسبت به آن دوران ادا کنم. صحبت ها انجام شد و قرار بود برای چاپ نمایشنامه مسیح کردستان با روایت فتح قرارداد ببندیم منتهی من انقدر درگیر مشکلات زندگی روزمره خودم شدم که این مساله به تعویق افتاد و بعد هم که نمایش «قند خون» را کار کردم. علتش هم این بود که تا به حال کار انجام نشده و علت دیگری ندارد.


وی ادامه داد: دوران دفاع مقدس برای همه ما پر از خاطرات است و تئاتر میتواند نسبت به احیای آن دوران برای نسل های بعدی کمک کند. در نمایش روزمرگی تلاش شده که بخشی از آدمهای آن دوران نشان داده شود و امیدوارم در کارهای بعدی این کار ادامه پیدا کند.