آقای مهندس

  • تاریخ : ۱۰ام تیر ۱۳۹۷


آقای مهندس: برخی نوشته ها همانند برخی از فیلم ها، بوی سفارشی بودن می دهند. البته برخلاف نگاه «کافه» نشین ها و کم مایگانِ فضای مجازی وقتی از «اثر سفارشی» به زشتی یاد می شود؛ غرض لعن پولی نیست که از جیبی دولتی به جیب شخصی می ریزد بلکه ناشی از بی روح بودن اثر تولیدی است که این سردی و بی مایگی می تواند دلایل مختلفی داشته باشد که مهم ترینش «عدم وجود دانش و مهارت کافی نزد تولید کننده» خواهد بود. حالا اگر به درستی، «نگارش یادداشت» را به مثابه خلق اثری هنری بدانیم، می توانیم به نقد بسیاری از نوشته های افراد مشهور در فضای واقعی و مجازی بپردازیم که به جای ارزش و اعتبار علمی و وجود آگاهی در قلب متن نوشته شده، تنها از قبال شهرت نویسنده اش نان می خورند. از دعوت پُرحاشیه «علی کریمی» که غلط املایی اش بیش از ماهیت اتفاق در پیام عمومی رخ می نماید تا نوشته اخیر «مسعود فراستی» درباره جام جهانی فوتبال که نویسنده می خواهد به زور خود را فوتبالی جا بزند و البته منتقد سینما؛ به ضمیمه ی برنامه ی سرنگون شده «هفت» و صندلی آویزانِ مجری اش!


به گزارش ایران ورزشی، مسعود فراستی؛ نویسنده و منتقد سینما یادداشتی را درباره جام جهانی برای ورزش ۳ نوشته است. یادداشتی با نگارش ضعیف و عبارت‌ های بی‌ مایه، بدون هیچ نشانی از یک یادداشت حرفه‌ ای و بدون هیچ حرف و نگاه تازه‌ ای.



به گزارش آقای مهندس، جدا از نگاه یکسویه این منتقد قدیمی درباره سینما و برای نمونه درباره سینمای روسیه که نیاز به بررسی جداگانه ای دارد، چند جمله فراستی درباره فوتبال با همان ادبیاتی که به جای خاصیت مکتوب بودن، شفاهی است و شیوه نگارش و نوع نگاهش مقلدان بسیاری نزد نویسندگان جوان و خام سینمایی در یک جبهه فکری یافته، قابل بررسی است. با اشاره به همین نوشته ی اخیر منتقد قدیمی باید عنوان داشت که مثلا سنگربان شماره یک ایران در بازی نخست جام ۲۰۱۸، پیش از گرفتن شوت سرکش مغربی ها، در مواجهه ای نزدیک یک گل مسلم را هم گرفته بود؛ وقتی سردار آزمون دچار اشتباهی فاحش شد و بیرانوند با رشادت جلوی ضربه ی بن عطیه ایستاد. پس برخلاف منتقد «هفت»، «بیرانوند» تنها «یک گل مسلم را نگرفت». شاید چنین نقد نصفه ای ناشی از روش فیلم دادن منتقد مشهور باشد و به شکلی رها شده و نادیده مورد سنجش قرار گرفته است! از سویی برخلاف نگاه دورمانده ی آقای منتقد، حریف دیدار نخست ایران، «قهرمان جام ملت های آفریقا» نبود و «مغرب»؛ قهرمان جامی شد موسوم به «رقابت ملت های آفریقا» و اهمیت این تفکیک پذیری از آن جا است که رویداد دومی چه به لحاظ سابقه برگزاری و چه کیفیت جام در رتبه ای پایین تر از جام نخست قرار دارد چرا که برخلاف جام ملت های آفریقا که ۶۰ سال سابقه دارد و با لژیونرهای مطرح این قاره برگزار می گردد، جامی که در سال ۲۰۱۸ مراکش صاحبش شد، پنجمین دوره اش بود و میزبان توانست در رقابتی خارج از دسترس غول های این قاره لباس قهرمانی به تن کند. درباره کیفیت این جام همین بس که تیم نه چندان مطرح «جمهوری دموکراتیک کنگو» تاکنون ۲ بار قهرمانش شده است. البته توضیح فوق جهت شفاف شدن تصویر بوده و کاملا فارغ از اهمیت و ارزش اتفاقی است که ملی پوشان سرافراز تیم ملی در برابر تیم اصلی مراکش در نخستین دیدار جام جهانی بیست و یکم رقم زدند. همچنین برخلاف نوشته مسعود فراستی، اسپانیایی ها در بازی نخست جام ۲۰۱۸ در برابر پرتغال «عجیب خوب نبودند»! و سهم هر دو تیم همانند نتیجه بازی یکسان بود؛ هر چند «پرتغال» بسیار متکی به ستاره اش ماند و هت تریک «رونالدو» آتشی زبانه زده در جان مدافعان و دروازه بان پُراشتباه «اسپانیا» شد و آمارها حکایت از یکه تازی ستاره کهکشانی ها دارد. از سویی «اسپانیا» جزو تیم هایی است که توقعی غیر از بهترین بودن برایش نمی توان متصور بود، با این حال در بازی نخست جام جدا از گل مشکوک «دیگو کاستا»، نه «داوید د خیا» همان سنگربان مطمئن لیگ برتر جزیره بود و نه ماتادورها همان قهرمان گذشته جهان بودند.



خلاصه کلام این که نوشتن نیاز به قوت دارد و احاطه داشتن نویسنده به موضوع و بسیاری چیزهای دیگر که برخی از نام ها ندارند؛ همان گونه که اظهار نظر کارشناسی درباره اتفاقات نیاز به انباشت دانایی دارد و به دور از هرگونه نگاه غرض ورزانه تا همانند یکی دیگر از مجریان همان «هفت» نباشیم که روزی بساط خنده جماعتی را بابت انواع گاف هایش پهن کرده بود و حالا منتقد گزارشگری فوتبال شده است!



در نهایت این که فوتبال ذره ای با والیبال و هر ورزش و پدیده دیگر قابل قیاس نیست؛ چرا که دراماتیک ترین اثری است که با نقش آفرینی شخصیت های مختلف در داخل و بیرون زمین شکل می یابد. از طرفی اگر روحیه روس ها گرایش به سردی دارد، اما «روسیه، شور و حال جام جهانی دارد» و فوتبالدوست های روسی همان ها نیستند که آقای منتقد می شناسد، همان گونه که تعداد ایرانیانِ علاقمند به اندازه ی اینچ همان تلویزیونی نیست که رسانه ملی نشان می دهد.

این روزها روح جهان را در آسمان فوتبال می توان یافت که تنها گوشه ای است که زیبایی و دوستی را به لطف توپی گِرد و خوش سیما یکجا جمع کرده است، می توان از نمایش تلخی ها و تجاوزها دور شد و به تصویری نگاه کرد که تماشاگر معلول مصری را روی دست تماشاگران کلمبیایی و دیگر مردمان نشان می دهد. از این تصاویر بسیار است اگر چشمی باشد.