آقای مهندس

  • تاریخ : ۱۶ام آذر ۱۳۹۷


ناصر قناعتی: جالب این که خود آقای کارگردان اقدام به زیرنویس کردن فیلم اسپانیایی اش کرد. انگار او از اول همه تورش را برای خارج از ایران پهن کرده بود و عمدا فیلمی ساخت که قابل اکران در ایران نباشد. اشکالی هم ندارد این کارگردانهایی که دائم سانسور را در ایران بهانه ای برای کم کاری خود می کنند حالا ببینیم که در شرایط به قول خودشان آزاد اروپا میخواهند چه گلی به سر خود بزنند. همین فیلم «همه می دانند» نشان میدهد که بحث سانسور کاملا انحرافی است و مشکل از کم توانی این دسته فیلمسازان و نویسندگان است وگرنه چه دلیلی دارد که آقای فرهادی با وجود نشان دادن انواع و اقسام موارد خط قرمزی و نامناسب اخلاقی مثل مثلث عشقی و فرزند نامشروع و پدر بزرگ دائم الخمر و زوجین خیانتکار و هزار و یک مساله دیگر باز هم فیلمی ضعیف، بی سرو ته و تکراری بسازد. این بار خود کارگردان از روی دست خودش کپی کرده و خواسته این بار درباره الی را در اسپانیا بسازد اما یک داستان تکراری با اشکالات فنی و خواب آور را ساخته است و همین نشان میدهد که اسکارهای فرهادی کاملا سیاسی بوده است و مثلا اسکار فروشنده را وقتی گرفته که ترامپ سیاستهای ضد مهاجرت را در پیش گرفت و سیاستمدارهای سینما هم برای این که ژست آزادی بگیرند رفتند و اسکار را دو دستی به فرهادی دادند، آن هم فیلمی که ترویج بی غیرتی بود و ناموس را زیر پا گذاشته بود اما این داستان هم دیگر تمام شد و عدم توجه منتقدان و دست اندرکاران اسکار به فیلم جدید فرهادی نشان داد که همیشه در روی یک پاشنه نمی چرخد. چون فیلم «همه می دانند» نه در کن و نه در هیچ جای دیگه مشتری نداشت و انقدر ضعیف ساخته شده که کسی تحویلش نگرفت.

فیلم همه می دانند فرهادی درباره گمشدن یک دختر است اما اینها همه بهانه است چون کارگردان باز هم میخواهد با ژست اخلاقی به سراغ تفسیر خودش برود و در اینجا سراغ کلیسا و دعا و از این جور چیزها میرود تا شاید پیام اخلاقی بدهد اما نکته مهم این است که این همه ریسمان بافی کارگردان بخاطر این است که باز دین و آدم متدین را زیر سوال ببرد. قبلا در فیلم جدایی نادر از سیمین، دین اسلام را زیر سوال برده بود و در اینجا مسیحیت را زیر سوال ببرد و در نهایت نتیجه بگیرد که دین در جامعه امروز هیچ جایگاهی ندارد حالا چه ایران باشد و چه اسپانیا. این وسط سکانس عروسی و رقص و آواز و روابط خط قرمزی زن و مرد فیلم و موارد نامناسب اخلاقی مسائلی است برای سرپوش گذاشتن ضعف های فیلمنامه و کارگردانی فرهادی. متاسفانه اصغر فرهادی که درست یا نادرست در دنیا به عنوان کارگردان ایرانی شناخته میشود حرمت ارزش های دینی و عرفی جامعه متدین ایران را نگه نداشت و پوشش نامناسب بازیگران و نمایش عشق بازی ها در فیلم جدیدش تاسف برانگیز است و حتی تماشاگر معتقد ایرانی جرات نمیکند که فیلم همه می دانند را تا آخر تماشا کند چون نه پوشش خانم ها و نه روابط شخصیتها طوری نیست که آدم بخواهد آن را ببیند و شرم آور است.


در فیلم همه می دانند ساخته جدید اصغر فرهادی همه چیز شعاری است و جالب اینکه طرفداران کارگردان همیشه طیف انقلابی را نقد میکردند که چرا فیلم شعاری میسازند در صورتیکه همین کارگردان اسکاری در فیلم جدید و فیلمهای قبلی اش همش میخواهد مسائل اخلاقی را با شعار جار بزند و در نهایت هم یک نتیجه اخلاقی غیر اسلامی و سکولار از روابط انسانی بگیرد. فیلم همه میدانند ظاهرا معمایی و درباره گمشدن دختر خانواده است اما این ها برای فرهادی بهانه است تا به سراغ داستان مورد علاقه خود برود و به شکل خجالت آور یک رابطه خیانتی و یک فرزند نامشروع را نشان دهد. این چه طرز تلقی است که فرهادی و دوستانش دارند و چرا فکر می کنند ارزشهای دینی در دنیای امروز رنگ باخته است. چرا باز هم آدم بد داستان همان آدم مذهبی می شود و چرا کارگردان اصرار دارد به شکل زیرپوستی به جنگ دین برود. مطمئنا این مساله در آینده نزدیک واکنشهایی را از سمت افراد متدین سینمای ایران خواهد داشت و اصغر فرهادی با همین فیلم نشان داد که دیگر جایی در میان مردم ارزشمدار ایرانی نخواهد داشت و حتی آنسوی آب هم دیگر مشتری ندارد و این وسط نه میتواند بماند و نه برود.

فیلم همه میدانند مخلوطی از کلیشه‌ ها و داستان‌ تکراری است که پز داشتن اخلاق را میدهد اما انگار همان مسیری را میرود که فیلم های مبتذل کمدی در سالهای اخیر رفتند و فکر کردند که اگر فیلمشان را در خارج بسازند و فیلمشان کاراکتر زن خارجی داشته باشد و لوکیشن خارجی داشته باشد و در فیلم حجاب را رعایت نکنند پس موفق میشوند در صورتی که اصلا اینطور نشد و فیلمشان شکست خورد و به طور حتم همه می دانند فرهادی هم شکست خورده است.