آقای مهندس

  • تاریخ : ۱۲ام تیر ۱۳۹۷


آقای مهندس: عصر روز دهم تیرماه در سالن سینماحقیقت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، مستند «وقایع خانه‌ سینما» ساخته‌ پگاه آهنگرانی به نمایش درآمد و سپس این فیلم با حضور نیما عباس‌ پور مورد نقد و بررسی قرار گرفت.


به گزارش روابط عمومی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، در آغاز این جلسه پگاه آهنگرانی در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان (مجری برنامه و مسئول جلسه‌ های نمایش فیلم) درباره‌ نحوه‌ شکل‌گیری ایده‌ ساخت این فیلم گفت: «در سال‌های اخیر بارها در بزنگاه‌ها و حوادث مختلفی حضور داشتم و متوجه شدم با وجود فعالیت عکاسان خبری در محل، کم‌تر کسی به فکر ضبط تصویر از آن ماجراها می‌افتد. همین نکته مرا به فکر واداشت تا از خودم بپرسم چرا در کشور ما عادت به ثبت وقایع و ایجاد آرشیوی تصویری از وقایع اجتماعی وجود ندارد.» آهنگرانی که در فیلم خود به ماجرای تعطیلی و سپس بازگشایی خانه‌ی سینمای ایران در فاصله‌ی سال‌های ۹۰ تا ۹۲ پرداخته گفت: «این نکته باعث شد به فکر بیافتم تا در برخی موقعیت‌ها یک دوربین همراه خود ببرم و بدون توجه به نتیجه‌ی انجام این کار، بعضی تصویرها را دست‌کم برای خودم ضبط کنم.»


وی گفت: «وقتی ماجرای تعطیلی خانه‌ی سینما به انتهای راه خود نزدیک شده بود، من هم یکی از کسانی بودم که در تجمع‌ها و تحصن‌های مقابل این مرکز صنفی شرکت می‌کردم. یک روز بی آن که قصد مشخصی داشته باشم، از یکی از دوستان خواهش کردم همراه من به محل تجمع‌ اعضای معترض بیاید و از اتفاق‌هایی که در جریان بود تصویربرداری کند. سپس ثبت نماهایی از تحصن موافقان تعطیلی خانه‌ی سینما در مقابل وزارت ارشاد و ماجراهای دیگری از این قبیل هم به این تصویرها اضافه شد و کار ادامه پیدا کرد.» آهنگرانی گفت: «در همین زمینه با بسیاری از اعضای هر دو طرف گفت‌وگوهای مفصلی انجام دادم که البته بسیاری از آن‌ها در نسخه‌ی نهایی مورد استفاده قرار نگرفت اما احساس می‌کردم انجام این گفت‌وگو‌ها دست‌کم برای ثبت در تاریخ بسیار ضروری است.»


آهنگرانی فیلم خود را «ثبت کابوس‌هایی که اینک به دست فراموشی سپرده شده» توصیف کرد و افزود: «این تصویرها می‌تواند آن روزهای تلخ را به یاد همه‌‌ی ما بیاورد تا از گذشته درس عبرت بگیریم و خدای ناکرده اشتباهات را تکرار نکنیم.»


وی هم‌چنین درباره‌ی تولید مستند «وقایع خانه‌ سینما» بر اساس تصویرهای پراکنده گفت: «تقریباً دو سال پیش، مدیریت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی که در جریان ضبط این تصویرها قرار گرفته بود ابراز تمایل کرد تا با استفاده از آن‌ها یک فیلم مستند ساخته شود و من هم پذیرفتم و کار به جریان افتاد.»


بخش بعدی برنامه به صحبت‌های منتقد مهمان جلسه اختصاص داشت. در این بخش نیما عباس‌پور در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان درباره‌ی نحوه‌ی روایت فیلم از ماجراهای واقعی، با اشاره به تعطیلی خانه‌ی سینما، بازگشایی آن و هم‌چنین اعتراض اعضای انجمن مستندسازان به مدیریت این مجموعه را «یک ماجرای بسیار پیچیده و تقریباً غیر قابل تشریح» دانست و افزود: «همه‌ی ما به عنوان اعضای شورای مرکزی صنوف در بسیاری از این جلسه‌ها شرکت داشتیم اما با وجود این که می‌دانستیم در اساسنامه‌ی این مرکز صنفی مشکلاتی رخ داده اما به وضوح نمی‌توانستیم آن‌ها را تشریح کنیم. مسائلی که شاید در واقعیت هم وجود داشت اما به‌هرحال باید پذیرفت برای بستن و لغو فعالیت‌های خانه‌ی سینما اصلاً کافی به نظر نمی‌رسید.»


وی ریشه‌ی این مشکلات را در اختلافات شخصی میان برخی اعضای خانه‌ی سینما و مدیران وقت سازمان سینمایی دانست و افزود: «موضوع تعطیل شدن این مرکز صنفی به قدری پیچیده است که به سختی می‌توان توقع داشت یک فیلم با ویژگی‌های این مستند بتواند آن را توضیح دهد و این موضوع بیش‌ از آن که قابل تشریح باشد، به عنصر پوچ اما پرسش‌برانگیزِ مک‌گافین در فیلم‌های آلفرد هیچکاک شبیه است!» عباس‌پور گفت: «حتی شاید برخی تماشاگران عادی هم پس از پایان فیلم متوجه دلیل یا دلایل بسته شدن خانه‌ی سینمای ایران نشوند، اما این مساله نشان‌دهنده‌ی ضعف این مستند نیست؛ چنان که شاید خیلی‌های دیگر، از جمله بسیاری از اعضای خانه‌ی سینما هم قادر به تشریح این موضوع نباشند.»


پگاه آهنگرانی با تایید این نکته افزود: «تقریباً با قاطعیت می‌توانم بگویم نه تنها مدیرعامل وقت خانه سینما بلکه شاید هیچ کس دیگر هم نتواند درباره‌ی مشکل به وجود آمده در اساسنامه‌ی این نهاد صنفی حرف بزند. به همین دلیل سعی کردم از کنار این موضوع عبور کنم و به مسائل دیگری بپردازم.» وی گفت: «تمام تلاش‌ام این بود که موضوع را به شکلی ساده بیان کنم تا تماشاگرانی که هیچ اطلاعی از موضوع نداشتند هم بتوانند با فیلم ارتباط برقرار کنند.»


در بخش دیگری از جلسه، عباس‌پور «نمایش برهه‌ای از تاریخ فرهنگی و سیاسی ایران» را «مهم‌ترین ویژگی این مستند» برشمرد و افزود: «در فیلم مورد بحث، تصویرهایی از یک اجتماع صنفی به نمایش گذاشته شده که می‌توان آن را مدل کوچکی از جامعه‌ دانست. به عنوان مثال آن‌چه که در مجامع عمومی صنوف مختلف خانه‌ی سینما دیده و از زبان اعضای این صنوف شنیده می‌شود، تقریباً مشابه طرز فکرهایی است که در متن و بطن جامعه نیز به آن‌ها‌ اشاره می‌شود.» وی از این نظر مستند «وقایع خانه‌ سینما» را یک فیلم ارزشمند توصیف کرد و افزود: «مستند‌های محدودی وجود دارند که می‌توانند تاریخ یک کشور را به نسل بعد منتقل کنند و فیلم «وقایع خانه‌ سینما» بی‌شک جزو آن‌هاست.»


در بخش بعدی جلسه، پگاه آهنگرانی در پاسخ به نکته‌ی مطرح شده از سوی مجری برنامه، مبنی بر «جهت‌دار بودن فیلم» که به گفته‌ی او در نحوه‌ی تدوین و هم‌چنین انتخاب برخی قطعات موسیقی تجلی پیدا کرده گفت: «تمام سعی خود را به کار گرفتم تا این مستند جهت‌دار نباشد، اما در روند کار متوجه شدم هر چه بیش‌تر سعی می‌کنم، کم‌تر موفق می‌شوم دیدگاه‌ شخصی خودم را پشت لایه‌های آن پنهان کنم.»


وی گفت: «من مستندساز حرفه‌ای نیستم و به همین دلیل زمانی که فیلمم را تدوین می‌کنم متوجه نمی‌شوم کاری که انجام می‌دهم و تصمیمی که می‌گیرم درست و به‌جاست یا نه. در حقیقت به جای این که با نگاهی حرفه‌ای این مساله را بررسی کنم خیلی حسی جلو می‌روم و تصمیمم را عملی می‌کنم.» آهنگرانی با اشاره به برخی موانع موجود بر سر راه تولید فیلم خود گفت: «برخلاف تصور، مدیرعامل وقت و برخی اعضای هیات مدیره‌ی خانه‌ی سینما کوچک‌ترین کمکی به من نکردند. آن‌ها به‌شدت نگران ساخته شدن چنین فیلمی بودند و به همین دلیل حتی آرشیو تصویری جشن‌های خانه‌ی سینما را نیز در اختیار من قرار ندادند.»


بخش پایانی این جلسه‌ی نقد و بررسی به جمع‌بندی صحبت‌های منتقد مهمان اختصاص داشت. نیما عباس‌پور در این بخش با اشاره به دشواری‌های کار مستندسازی گفت: «تعدادی از مستندهایی که در طول سال ساخته می‌شوند فقط دو مرحله از این کار یعنی گفت‌وگو و انجام تحقیق در هنگام تصویربرداری را پشت سر می‌گذارند. فیلم‌هایی که در نهایت به تولید مستندهای گفت‌وگومحور منجر می‌شوند.»


وی افزود: «متاسفانه برخلاف تصوری که به همین خاطر به وجود آمده، مستندسازی اصلاً کار آسانی نیست؛ اما آن‌چه که باعث شده تا تولید فیلم‌های مستند در کشور ما با دشواری‌های بیش‌تری روبه‌رو باشد، مشکلات و موانعی است که بر سر راه مستندسازان قرار می‌گیرد. مشکلاتی که باعث می‌شود انتخاب سوژه و نحوه‌ی پرداختن به آن با محدودیت‌های بسیاری همراه باشد. به همین دلیل باید گفت کار کسانی نظیر پگاه آهنگرانی که تا حد ممکن این‌گونه موانع را نادیده می‌گیرند و در فیلم‌هایشان به سوژه‌های اجتماعی می‌پردازند بسیار ارزشمند و ستودنی است.»


پگاه آهنگرانی هم در پایان این جلسه گفت: «نسخه‌ا‌ی که در جلسه‌ی امروز به نمایش درآمد دربرگیرنده‌ی پایان قطعی و اصلی آن نیست و متاسفانه برخی ایرادهای موجود در کپشن‌های آن هنوز برطرف نشده است.»


وی گفت: «نسخه‌ی اصلی فیلم با ابراز نظر یکی از فیلم‌سازان درباره‌ی احساس سینماگران بعد از بازگشایی خانه‌ی سینما به پایان می‌رسد و حرف کلی آن‌هم این است که متاسفانه به دلیل رفتار متفرعنانه و غیرحرفه‌ای برخی مدیران ممکن است همدلی موجود در میان اعضای صنوف خانه‌ی سینما خدشه‌دار شده و از بین برود. هنرمندان و سینماگرانی که روزگاری مانع تعطیلی و انحلال خانه‌ی سینما شدند اما متاسفانه باید پذیرفت که امروز و به دلایل صنفی، از آن اتحاد سابق برخوردار نیستند.»